تبليغاتX
رهای شب یلدا

رهای شب یلدا

شعر هام

 

 

تورا به دست نیاورده بخت کوتاهم

ولی هنوز از احساس خود نمیکاهم

ندیدن تو طلسم مرا نمی شکند

من از تو بهتر از اعجاز چشمت آگاهم

نمی توانم از این بیش تر شکیبایی

تو را از آیه ی امن یجیب می خواهم

«مرا امید وصال تو زنده می دارد»

امید آمدنت را نشسته در راهم

خدا تو را نه مرا از میانه بردارد

اگر جهان نگذارند ما دو تا با هم...

 

 

نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 11:15 توسط صادق ارشی| |
 

 

اهل جهنمیم و بهشتی نمی شویم

 

ما بی خیال آن چه نوشتی، نمی شویم

 

بی شک اسیر حمله ی توفان به ساحلیم

 

با نوح هم مسافر کشتی  نمی شویم

 

ما کاخ های نقره، طلایی ندیده ایم

 

ساکن به غیر کلبه ی خشتی نمی شویم

 

فهمیده ایم از ضربان گناه ها

 

جز فاعل پلیدی و زشتی نمی شویم

 

با وعده های خال و خط و زلف دل فریب

 

درگیر زلف حور سرشتی، نمی شویم

 

بی اختیار قافیه تکرار می شود

 

اهل جهنمیم و بهشتی نمی شویم

 

 

از عزیزانم خوهش می کنم نظر حقیقی شان را بگویند

خیلی برام مهمه

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 12:32 توسط صادق ارشی| |